محمد حسينى همدانى نجفى
32
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
پرتو و عاريتى است محال است كه در شأنى از شئون وجود عاريتى خود شباهت بكمالى از كمالات كبريائى داشته باشد زيرا كمالات وجودى اثر قدرت و قوت وجود است با ضعف وجود و عاريتى بودن وجود هرگز مساوى و مانند معطى و فياض وجود نخواهد بود و بر اين اساس محال است مخلوق در شأنى شبيه با ساحت كبريائى خالق باشد . و مفاد جمله ( و حد الاشياء كلها عند خلقه إبائه له من شبهة ) آنست كه صفت فعل و ايجاد كبريائى در بارهء هر موجودى اعلام به آنست كه آن موجود عاريتى است و آفريدگار جهان به آن بطور موقت و عاريت وجود ارزانى داشته و هر لحظه نيز فيض عاريتى را ادامه ميدهد . و بديهى است كه خالق اقوى و نيرومندتر است به غير قياس از مخلوق خود زيرا نيرويى از خلق و آفرينش و پديد آوردن موجودى از كتم عدم زيادة تصور نميرود همچنين ضعيفتر و خوارتر از مخلوق در پيشگاه خالق تصور نميرود . و در نتيجه خلقت موجودات اعلام بقدرت بىنهايت و لا يزالى خالق متعال است به همين قياس اعلام ساير صفات كمال وجودى است از علم و احاطه و حيات و خلق باينكه از هر لحاظ كمالات وجودى ساحت كبريائى را بطور واجب اثبات مىنمايد همچنين ضعف و زبونى و ربط مخلوق را اثبات مىنمايد به لحاظ اينكه هر چه بهرهاى از وجود دارد عاريتى و توأم با خوارى و زبونى است و لا محال فاقد كمالات وجودى خواهد بود جز آنچه به آن بطور عاريت موهبت شود . و بعبارت ديگر نظام جهان بر اساس حركت و تحول و تأثير و تأثر و فعل و انفعال نهاده شده كه هر پديدهاى از صفر شروع به حركت نموده و خواه ناخواه به حركت و سير خود ادامه داده و بكمال منظور و محدود خواهد رسيد و بدين وسيله نظام جهان ادامه مىيابد . و نيز بطور عيان و طبق برهان هر وجود كه اصل و حقيقت جهان از ماهيت پديد